ادهم عزلتى خلخالى
34
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى )
تجريد ، دليل آن ساخته است و اعتراضات معتزله را كه بدان قايل نيستند يكايك دفع كرده است . و گفته است كه : پيغمبر را جائز است كه پيش از بعثت مصدر معجزه گردد تا آن دلالت كند بر بعثت وى . و هم وى گفته است كه : جائز است معجزه در دست كاذبان و دروغگويان ظاهر شود تا دلالت كند بر كذب قول ايشان ، چنان كه بعد از آنكه پيغمبر دعا كرد يك چشمى را چشم كورش بينا شد ، مسيلمهء كذّاب هم كه به ناحق دعوى پيغمبرى مىكرد [ براى ] يك چشمى دعا كرد تا آن چشم كورش نيز بينا شود ديده بيناش نيز كور شد . و به درستى كه حسن و قبح اشياء كه به معنى ترتّب استحقاق مدح و ذم بود بر آن عقلى باشد نه شرعى ، چنان كه اشاعره برآنند . و به تحقيق كه شكر منعم واجب بود هم از روى عقل و هم از روى نقل . ما در كارهاى خود فاعل مختاريم نه مجبور ، و حقتعالى ما را به زياده از آنچه ما داريم تكليف نكرده است و تكليف به زياده از قدرت طاقت از حقتعالى صدور نيابد ، از آنكه قبيح بود ، و حمل مىكنيم آيات قرآن مجيد را بر ظاهر آن ، تأويل نمىكنيم مگر در جايى كه دليلى بر خلاف آن قائم باشد آنجا تأويل مىكنيم ، مثل آيهء كريمهء : « يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ » ، ( فتح ، 10 ) ، كه بر اينجا مأوّل به قدرت است ، از آنكه حقتعالى از جوارح و اعضا مبرّا و معرّاست . و مثل آيهء شريفهء « عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » ، ( طه ، 5 ) ، كه استواى حقتعالى بر عرش عبارت بود از پرداختن وى به كار آن ، از آنكه حقتعالى را مكان نبود ، به اعتبار قرب نسبت همهء اشيا به وى علىالسويّه بود . و عرش حامل همهء اشيا را گويند و كرسى حامل عرش و اشيا را ، و هر يك از عرش و كرسى به معنى علم نيز آمده است . و حاملان عرش هشت فرشتهاند كه هر يك از آنها را هشت چشم بود و هر چشمى به بزرگى دنيا . يكى از آنها به صورت بنىآدم است ، و دائم طلب روزى مىكند از حقتعالى از بهر فرزندان آدم . دوّم به صورت گاو است ، آن هميشه روزى مىخواهد از براى بهايم . و سوّم به صورت شير است ، و آن روزى مىطلبد از حقتعالى براى درندگان . چهارم به صورت خروس است ، و آن طلب رزق مىكند از حقتعالى براى مرغان ، همين چهارند كه